خداحافظ
· سوی منزلگه ویرانی خویش
· به خدا می برم از شهر شما
· دل شوریده و دیوانه ی خویش
· می برم که در آن نقطه ی دور
· شستشویش دهم از رنگ گناه
· شستشویش دهم از کله ی عشق
· زین همه خواهش بیجا و تباه
· می برم تا ز تو دورش سازم
· ز تو ای جلوه ی امید مهال
· می برم زنده بگورش سازم
· تا از این پس نکند یاد وصال
· ناله می لرزد می رقصد اشک
· آه بگذار که بگریزم من
· از تو ای چشمه ی جوشان گناه
· شاید آن به که بپرهیزم من
· بخدا غنچه ی شادی بودم
· دست عشق آمد و از شاخم چید
· شعله ی آه شدم صد افسوس
· که لبم باز بر آن لب نرسید
· عاقبت بند سفر پایم بست
· میروم خنده به لب خونین دل
· میروم از دل من دست بدار
· ای امید عبث بی حاصل

بدون تو دیگه دلیلی واسه نوشتن ندارم ...
خ د ا ح ا ف ظ
