تبليغاتX
  سرزمین خیالی من

سرزمین خیالی من

ای همه ی وجود من نبود تو نبود من

تولد مولای متقیان حضرت علی (ع)

 

سلام دوستای گلم...

 

خوبینننننننننننننننننننننننن؟؟؟؟من که خوبم...

 

تولد مولای متقیان حضرت علی (ع) رو به همه دوستان تبریک میگم...

 

روز پدر و مرد را به همه ی اقا پسرای کلوب تبریک میگم....ازطرف من به بابا و

 

 بابابزرگ و عمو و دایی هم تبریک بگین...

 

این گلا رو هم تقدیم به همه ی پدرهای دنیا میکنم

 

امیدوارم همیشه سایه پدر و مادرا بالای سرمون باشه....

 

به بابای خودمم تبریک میگم ... (اسم بابامم علی هست) هرچند الان باهاش

 

قهرم...ولی خوب دیگه امشب مجبورم آشتی کنم....

 

خوب امیدوارم همیشه شاد و سر حال باشید...انشالا همیشه جشن و شادی داشته

 

باشین....

 

موفق باشید ...  تا آپ بدی بای

 

...........................................................

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سپیده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 23:7 موضوع | لینک ثابت


...

 

سلام دوستای گل تر از گلم

 

امیدوارم خوب باشین شایدم نباشین چرا نباید باشین حتما باید

 

خوب باشین...

 

چرا دیگه مثل قبلا به من سر نمیزنین... چرا دیگه نظر نمیدین...

 

 البته چند نفر همیشه اومدن و نظر دادن و به من سر زدن و

 

ازشون واقعا ممنونم مثل کامران ور پریده... و بقیه عزیزان...

 

اینقدر منو حرص نده زود به زود بیا نظر بده خوب...؟

 

خوب حالا یه مطلب بزارم شاید یه خورده قشنگ باشه...اصلا

 

قشنگ هست مگه میشه من یه مطلب بزارم قشنگ نباشه...

 

....................................................................

 

 

 

 

هوای دلم بارانی ست

 

می خواهم زیباترین ترانه ام را

 

با کاروانی از عشق

 

برای بدرقه نگاهت راهی کنم

 

تا کوله بار چشمانت ، خیس از خستگی زمان شود

 

تا تو بخوانی ، و من همیشه عاشق بمانم

 

ای تنهاترین آفتاب روزهای برفی ام . . .

 

 


 

نوشته شده توسط سپیده در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 12:13 موضوع | لینک ثابت


بدون شرح

 

 

سلام بچه ها خوبین؟؟؟

 

وای چقدر دلم واسه وبلاگم و شماها تنگ شده بود...  آخه اصلا حوصله آپ کردن ندارم...

 

اومدم یه چند تا مطلب بزارم و برم...

 

---------------------------------------

 

دكتر شريعتي:دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين...

----------------------------------------

 

زندگي گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گويد دل من,عقل ناليد کجا حل شود مشکل من , مرگ خنديد و گفت در خانه ي ويرانه ي من...

 

------------------------------------------

 

(ما چون دو دريچه رو به روي هم آگاه از هر بگو مگوي هم هر روز سلام و پرسش و خنده هر روز قرار روز آينده نه مهر فسون، نه ماه جادو كرد نفرين به سفر كه هرچه كرد او كرد ديگر دل من شكسته و خسته ست !زيرا يكي از دريچه ها بسته ست)

-------------------------------------------

 

عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر در هر دوحالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم...

 

-------------------------------------------

 

فراموش نكن كه روزهاي سخت براي همه هست‌ ، اگر روي پاي خود بايستيم آسمان بر شانه هايمان تكيه خواهد كرد...

 

-------------------------------------------

 

***دکتر شريعتي ميگه وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟ تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي***

 

------------------------------------------

 

نظرررررررررررررررررررر بدیااااااااااااااااااااااا

 

 


 

نوشته شده توسط سپیده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 14:37 موضوع | لینک ثابت


 

 

سلام بچه ها خوبین؟؟؟

 

خوش میگذره؟؟؟

 

وای بچه ها نمیدونین امروز مسابقه داشتم جاتون خالی خیلی باحال بود.توی فضای

باز مسابقه داشتیم ...

 

اقا ما اومدیم با بچه ها دیدیم چند تا پسر دارن اونجا والیبال بازی میکنن...ما هر چی

به اینا گفتیم برین اونطرف بازی کنین گفتن نمیریم ....گفتیم اقا تو این زمین اسکواش

بازی میکنن گفت ما میخوایم اینجا بازی کنیم...ما هم هیچی نگفتیم ...

 

بعد یکی از بچه ها راکت رو گرفت رفت وسط بازیشون...بهشون گفت برین اونور

 میخوام بازی کنم ...یکی از اونا گفت ما هم بازی میکنیم با شما کاری نداریم توپم

بخوره توی سرتون به ما ربطی نداره...بلانسبت خیلی زبون نفهم بودن....

 

بعد یکی دیگشون گفت بیا بریم بابا بزار بازی کنن...خلاصه اینا رفتن من و یکی از بچه

 ها رفتیم بازی کردیم...

 

حالا این زمین رو خالی کردیم اون یکی زمین یه لشگر پسر دارن والیبال بازی میکنن

بهشون گفتیم برین کنار اینا نرفتن...

 

وای وای چشمتون روز بد نبینه یکی از مربیا رفت ۲ تا پلیس رو اورد که اینا رو بیرون

کنه...اونا هم اومدن بهشون گفتن جمع کنین اقا جمع کنین زود...اینا هم از ترسشون

 دیگه رفتن...خلاصه ما زمین های اسکواش گرفتیم...خوب بابا توی زمین اسکواش

والیبال نباید بازی کرد که...

 

خوب حالا ما اومدیم تمرین کنیم اقا پسرا شروع کردن مسخره بازی میدونین دیگه این

پسرا تا دختر میبینن...

 

حالا جاتون خالی اومدیم مسابقه بدیم اولی رو بردیم...

 

دومین بازی رو ۵ گیم بازی کردیم دیگه گیم اخر باختم اخه پام دیگه درد گرفته بود

نمیتونستم بازی کنم...حالا بماند سوم شدم...

 

اون پسرایی که از زمین بیرون کردیم اومدن یه ۲۰۰ متر اونطرف تر نشستن شروع

کردن بزن و برقص ما هم زنگ زدیم ۱۱۰ اومد جمشون کرد...خیلی باحال بود...یکی از

این بچه سوسولای گرگان که میشناختمش داشت اونور والیبال بازی میکرد دوستش

بهش گفت من اخر نفهمیدم این بازی چه طوریه . اونم گفت بی خیال سر کاریه...

 

خوب دیگه خلاصه ما امروز حال همه رو گرفتیم...

 

نظر یادتون نرهههههههههههههههه

 

بای

 


 

نوشته شده توسط سپیده در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 21:2 موضوع | لینک ثابت


 

 

سلام دوستای گلم...

 

همتون خوبین؟؟؟

 

ببخشید که به همتون نمیتونم سر بزنم...

 

اصلا حوصله وبلاگ رو نداشتم...

 

ولی خوب الان باز اومدم و امروز واسه ی همتونم کامنت گذاشتم...البته نه همتون

 

ولی خوب واسه ی چند تا از بچه ها گذاشتم ...

 

ایشالا سر فرصت به همتون سر میزنم ...

 

نظر یادتون نره . . .

 

فعلا بای


 

نوشته شده توسط سپیده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 23:39 موضوع | لینک ثابت


اسکواش

 

 

 

سلام بچه ها . . .

 

امروز میخوام واستون درباره ی اسکواش بنویسم اخه من رشته ورزشیم اسکواش

 

هست البته تربیت بدنی خوندم ولی رشته ای که الان در حال حاضر در آن فعالیت

 

میکنم اسکواش هست .(خلاصش میکنم که حوصله تون سر نره)

 

 اسکواش در لغت بمعنی له کردن و تحت فشار قرار دادن است ولی در اصل صدای

 

برخورد توپ با راکت و اصابت آن به دیوار و برگشت توپ صدای اسکواش را میدهد.

 

 

اسکواش ورزشی است که در سالن مخصوصی بنام court (کورت) انجام میگردد .

 

 

 

نمایی از سالن اسکواش (court)

 

...........................................

 

وسایل بازی

 

راکت مخصوص و یک توپ وسایل این بازی هستند . الیته توپ اسکواش ۴ نوع است.

 

۱- خال آبی ـ که حرکت تندی دارد و بازیکن حرکتش کند میشود.

 

۲- خال قرمز ـ حرکتش از خال آبی کند تر است و بر عکس بازیکن حرکاتش تند تر از

 

اولی میباشد.

 

۳- خال سفید ـ حرکت این توپ با این خال کند تر از خال های قبلی است و در نتیجه

 

بازیکن حرکاتش تند تر میشود .

 

۴- خال زرد ـ توپی است کند که احتیاج به ضربه های قوی و حرکات تندتر دارد .(من از

 

خال زرد استفاده میکنم)

 

(بچه ها شرمنده هر چی گشتم از توپ اسکواش عکسی پیدا نکردم)

 

..............................................

 

کفش اسکواش 

 

اسکواش کفش مخصوص خودش را دارد و قسمت زیرین آن طوری ساخته شده که از

 

لیز خوردن و آسیب های احتمالی تا حدی جلو گیری میکند .

 

 

 

 

..............................................

 

 

راکت اسکواش

 

جنس راکت اسکواش اوایل از چوب بود ، سپس از آلومینیوم و اینک از گرافیت و نوع

 

عالی آن مخلوطی از گرافیت و سرامیک میباشد . که خیلی محکم و در عین حال

 

سبک است .

                           

 

 

...................................................

 

 

انواع ضربات اسکواش

 

۱- Drive یا Driving shot

 

۲ - the drop یا Drap shot

 

۳ - Straight drop

 

۴ - cross court drop

 

۵ - cross court lob

 

۶ - the lob

 

۷ - the angle shot

 

۸ - Reverse angle

 

۹ - back wall boast

 

۱۰ - boast

 

۱۱ - angle

 

۱۲ - vally

 

۱۳ - hard hit lenght

 

۱۴ - back hand

 

۱۵ - fore hand

 

۱۶ - . . .

 

اینم از انواع ضربه های اسکواش .

 

بچه ها خیلی خوشحالم آخه بعد از ۷ ماه امروز میخوام برم باشگاه اسکواش . . .

 

آخه من رشته ی ورزشیم اسکواش هست (البته یه مدال برنز ضایع هم داریم)

 

حالا دلیلش بماند چرا نمیتونستم برم کنجکاوی نکن .

 

فکر کنم دیگه همه شماها بدونین من رشته ام تربیت بدنی بوده . . .

 

ولی من به همتون پیشنهاد میکنم برین اسکواش بازی کنید ، آخه خیلی حال میده . . .

 

خوب امیدوارم که خوشتون اومده باشه ولی باور کنید وقتی که برید و اسکواش رو

 

بازی کنید عاشقش میشید ... آخه من الان اینقدر عاشق  اسکواش هستم که اصلا

 

از هیچ ورزش دیگه ای به عنوان رشته ی اصلی خوشم نمیاد (ولی واسه تفریح

 

دوست دارم مخصوصا شنا و والیبال . . . )

 

خوب دیگه نظر یادتون نره . . .

 

بای


 

نوشته شده توسط سپیده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 14:1 موضوع | لینک ثابت


عکس

 

 

در غروب سرد عشق

 

این جمله را با من بخوان

 

مرگ تو مرگ من است

 

پس تمنا می کنم

 

هر گز نمیر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زيباترين... تو را براي زيبائي‌ات نمي‌خواستم...

 

شيرين‌ترين... تو را براي شيريني‌ات نمي‌خواستم...

 

عاشق‌ترين... تو را براي عشقت نمي‌خواستم...

 

تو را براي آرامش ابدي مي‌خواستم...

 

همواره در دو چيز آرام مي‌گيرم...

 

يکي در گهوارهء مرگ... يکي در آغوش تو...

 

بنظرت کدامين، زودتر نصيبم خواهد شد؟

 

 


 

نوشته شده توسط سپیده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 13:3 موضوع | لینک ثابت


 

 

سلام بچه ها

 

خوبین؟؟؟

 

خدا کنه همیشه خوب باشین !

 

ولی من اصلا خوب نیستم یعنی اصلا حوصله ندارم.

 

الانم نمی خواستم اپ کنم ولی دیگه اینقدر که اعصابم خورد بود گفتم بیام بنویسم

 

شاید اگه حرفامو بنویسم یه کم حالم بهتر بشه...

 

میگم چرا خدا صدای منو نمیشنوه...یعنی شایدم میشنوه ولی درخواستمو اجابت

 

نمیکنه . آخه مگه من ازش چی خواستم فقط خواستم . . .

 

خدایاااااااااااااااا خودت کمک کن. . . . !

 

 

عكس عاشقانه ، عاشقانه ، عكسهاي عاشقانه ، متحرك عاشقانه  Www.Elimiz.ir

 

 

..................................................................

 

 

 

 

نمی دانم معجون غریب عشق چه به سرم آورد اما با این همه مرارتها که تا امروز

 

کشیدم هنوز هم عاشقانه دوستش دارم و یگانه معبودم اوست .

 

...............................................................

 

 

 

 

آن دم که از تو می نویسم

 

شاید چیزی را می جویم

 

شاید می خواهم بنویسم تا پیدایت کنم

 

چه لبخند تلخی است                                       زمانی که . . . ؟

 

کبوتری آشیان خوشبختی گذشته اش را می یابد

 

و بوی گمشده و گمشده اش را

 

دوباره احساس می کند                                   و با سلامی گرم

 

خداحافظ می گوید .

 

 

 

 

...........................................................

 

 

 

 

فردا روز دیگری است

 

                                 وقتی گریه می کنی

 

                دلم می گیرد

 

                                 نمی دانی چقدر دوستت دارم !

 

 تو برایم حکم گل و آیینه و چراغ را داری

 

                     وقتی گریه می کنی

 

                                              تمام ستاره ها دلشان می گیرد

 

                             و گیسوی ماه در ذهن پریشان می شود

 

                           گریه نکن

 

            گریه نکن

 

                                 " فردا روز دیگری است " 

 

..............................................................

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سپیده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 15:47 موضوع | لینک ثابت


 

 

 

 

 وقتی رسیدی و به کلبه دلم پا گذاشتی در باورم نمی گنجید روزی تو را در

 

وجودم بپذیرم .

 

 غریبه ای گمنام و ناآشنا بودی که در کنج قفس تنهایی ام برای خود عالمی داشتی .

 

 کم کم تو را در خود احساس کردم گفتم بنشینم و سفره احساساتت را شریک

 

شوم . در هر کلامت صدای خوش بهار می آمد . نمی دانم . . .

 

شاید در زمستان بود که بهارم شدی . . .

 

آن لحظات اشک ریختم و در شفافیت اشک هایم نمایان شدی .

 

برایم علمدار عشق بودی و هستی .    

 

 

..........................................................

 

 

 

 

 

تو همان عابری هستی

 

                                       که خزان دلم را

 

                 با گامهایت بهار عشق کردی

 

                                                         تو تکرار بارانی

 

       و نگاهت تابلوی قشنگ شبی زیباست

 

                                                         که مرا می خواند

 

                                  دلم آواره ی توست . . .

 

 

..........................................................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سپیده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 13:30 موضوع | لینک ثابت


اما چه میکنی...!

 

 

محبت در دیده یار همانند قطره آبی است در کویر عریان

 

 

 

 

 دست مرا بگیر که باغ نگاه تو

 

   چندان شکوفه کرد که هوش از سرم ربود

 

                                           من جاودانیم که پرستوی بوسه ات

 

                                                بر روی من دری ز بهشت خدا گشود

 

 اما چه می کنی . . .

 

  دل را که در بهشت خدا هم غریب بود . . . ؟ !

 

 

..............................................................

 

 

سلام دوستای خوبم

 

من باز اومدم ...یعنی adsl وصل شد ...

 

امیدوارم بازم بیاین بهم سر بزنین... نظر بدینا ... یه وقت یادتون نره ...

 

راستی من و سحر مشکلمون یه چیز بود اونم قطع شدن adsl ...

 

آخه میدونین سحر ( یه آسمون ستاره ) خواهر منه ...

 

من به یکی قول داده بودم که بگم سحر چه نسبتی با من داره ...

 

الانم که گفتم دیگه خواهرمه ...

 

حالا امیدوارم سال خوبی داشته باشید .

 

بای تا بعد

 

 

............................................................

 

 

 

        با هر بهانه ای نمی شود اشک ریخت اما نبودنت بهترین بهانه برای

 

                                         گریستن است .

 

.............................................................

 

 

 

به اعتبار همه ی نوشته هایم قسم یاد می کنم

که ای طلوع همه ی خوبی ها

دوستت دارم .

 

 


 

نوشته شده توسط سپیده در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 16:10 موضوع | لینک ثابت


منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://minos.blogfa.com